در آبان ۱۳۴۷، پوری بنایی در گفتوگویی مطبوعاتی، در حالی که از نامزدی با بهروز وثوقی و رؤیای بازی در سینمای جهان میگفت، به انتظارات جامعه نیز پاسخ داد. او در این مصاحبه کوشید تصویری از خود ارائه دهد که با تصور رایج از ستارههای سینما فاصله دارد.
بنایی با صراحت گفت: «این که شغلم هنرپیشگی است، دلیل نمیشود ولنگار و بیبندوبار شوم.» این جمله در فضایی بیان شد که بازیگران زن اغلب با نگاههای کلیشهای و قضاوتهای اخلاقی روبهرو بودند. او بر مسئولیت شخصی و مرزهای حرفهای تأکید کرد.
او همچنین از تجربهای غیرمنتظره پرده برداشت: یک سال تدریس طباخی و خانهداری. این نکته نشان میداد که زندگی او تنها به دنیای بازیگری محدود نبوده و به مهارتهای روزمره و استقلال اقتصادی نیز اهمیت میداده است.
این اظهارات، تصویری از یک بازیگر در میانه راه حرفهای ترسیم میکند که هم به آرزوهای جهانی میاندیشد و هم به انتظارات اجتماعی و اخلاقی پاسخ میدهد. بازتاب این گفتوگو در مطبوعات آن دوره، بخشی از تاریخ فرهنگی سینمای ایران را روشن میکند.

